ورزش به آلمانی

ورزش موضوع رایج گفت‌وگوست؛ فوتبال در کشورهای آلمانی‌زبان تقریباً موضوع همه‌ی گپ‌هاست.

سه فعل برای ورزش

فعل برای مثال
Sport machen ورزش کردن به‌طور کلی Machst du Sport?
spielen ورزش‌های توپی Fußball spielen، Tennis spielen
فعل خودِ ورزش شنا، دویدن، دوچرخه schwimmen، joggen، Rad fahren

Gymnasium باشگاه نیست

das Gymnasium در آلمانی دبیرستان است، نه باشگاه ورزشی. باشگاه بدنسازی das Fitnessstudio است.

Mannschaft

«تیم» در آلمانی بیشتر die Mannschaft است، هرچند das Team هم شنیده می‌شود. die Nationalmannschaft یعنی تیم ملی.

نتیجه‌ی بازی

Wie steht es? — نتیجه چند است؟ جواب: Zwei zu eins (دو بر یک). برای گل زدن هم ein Tor schießen می‌گویند؛ das Tor هم دروازه است و هم گل.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

ورزش به آلمانی (A1)

a1۲۰ واژه

۲۰ واژه برای ورزش‌ها، بازی و مسابقه.

  • der Sport · ورزش
  • der Fußball · فوتبال
  • der Basketball · بسکتبال
  • der Volleyball · والیبال
  • das Tennis · تنیس
  • schwimmen · شنا کردن
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
der Sport/ʃpɔʁt/ورزشMachst du Sport?ورزش می‌کنی؟
der Fußball/ˈfuːsbal/فوتبالWir spielen freitags Fußball.جمعه‌ها فوتبال بازی می‌کنیم.
der Basketball/ˈbaːskətbal/بسکتبالEr ist groß und spielt Basketball.قدش بلند است و بسکتبال بازی می‌کند.
der Volleyball/ˈvɔlibal/والیبالVolleyball ist hier sehr beliebt.این‌جا والیبال خیلی محبوب است.
das Tennis/ˈtɛnɪs/تنیسSpielst du Tennis?تنیس بازی می‌کنی؟
schwimmen/ˈʃvɪmən/شنا کردنIch schwimme zweimal pro Woche.هفته‌ای دو بار شنا می‌کنم.
joggen/ˈdʒɔɡn̩/دویدن (ورزشی)Ich jogge im Park.در پارک می‌دوم.
Rad fahren/ˈʁaːt ˌfaːʁən/دوچرخه‌سواری کردنIch fahre mit dem Rad zur Arbeit.با دوچرخه سر کار می‌روم.
der Ball, die Bälle/bal/توپWirf mir den Ball!توپ را برایم پرت کن!
die Mannschaft, die Mannschaften/ˈmanʃaft/تیمFür welche Mannschaft bist du?طرفدار کدام تیمی؟
der Spieler / die Spielerin/ˈʃpiːlɐ / ˈʃpiːləʁɪn/بازیکنEr ist ein toller Spieler.او بازیکن فوق‌العاده‌ای است.
das Tor, die Tore/toːɐ̯/گل / دروازهEr hat ein Tor geschossen!او یک گل زد!
gewinnen/ɡəˈvɪnən/بردنIch hoffe, unsere Mannschaft gewinnt.امیدوارم تیم ما ببرد.
verlieren/fɛɐ̯ˈliːʁən/باختن / گم کردنSei nicht traurig, wenn du verlierst.اگر باختی ناراحت نشو.
Wie steht es?/viː ˈʃteːt ɛs/نتیجه چند است؟Wie steht es? – Zwei zu eins.نتیجه چند است؟ – دو بر یک.
das Fitnessstudio, die Fitnessstudios/ˈfɪtnəsˌʃtuːdi̯o/باشگاه بدنسازیNach der Arbeit gehe ich ins Fitnessstudio.بعد از کار به باشگاه می‌روم.
trainieren/tʁɛˈniːʁən/تمرین کردنWir trainieren dreimal pro Woche.هفته‌ای سه بار تمرین می‌کنیم.
fit/fɪt/روی فرم / سرحالIch will fit werden.می‌خواهم روی فرم بیایم.
der Trainer / die Trainerin/ˈtʁɛːnɐ / ˈtʁɛːnəʁɪn/مربیUnser Trainer ist sehr streng.مربی ما خیلی سخت‌گیر است.
das Stadion, die Stadien/ˈʃtaːdi̯ɔn/ورزشگاهDas Stadion ist voll.ورزشگاه پر است.