شغل‌ها به آلمانی

پرسیدن شغل در آلمانی: Was sind Sie von Beruf? (رسمی) یا Was machst du beruflich? (خودمانی).

بدون حرف تعریف

برخلاف انگلیسی، در آلمانی قبل از شغل حرف تعریف نمی‌آید:

  • Ich bin Lehrer. — معلمم. (نه Ich bin ein Lehrer)
  • Sie ist Ärztin. — او پزشک است.

اگر انگلیسی هم یاد می‌گیرید، این دقیقاً برعکس I'm a teacher است.

شکل زنانه با -in

بیشتر شغل‌ها شکل زنانه‌ای دارند که با افزودن -in ساخته می‌شود و حرف تعریفش همیشه die است:

مرد زن
der Lehrer die Lehrerin
der Verkäufer die Verkäuferin
der Arzt die Ärztin
der Koch die Köchin

بعضی‌ها مثل Arzt و Koch در شکل زنانه Umlaut هم می‌گیرند.

Beruf، Arbeit، Job

der Beruf حرفه است (چیزی که یاد گرفته‌اید)، die Arbeit کار به‌طور کلی و محل کار (Ich gehe zur Arbeit)، و der Job که از انگلیسی آمده، بیشتر برای کار موقت یا پاره‌وقت به کار می‌رود.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

شغل‌ها به آلمانی (A1)

a1۲۰ واژه

۲۰ واژه برای شغل‌ها و محل کار، با شکل مردانه و زنانه.

  • der Beruf, die Berufe · شغل / حرفه
  • die Arbeit · کار
  • der Lehrer / die Lehrerin · معلم
  • der Student / die Studentin · دانشجو
  • der Arzt / die Ärztin · پزشک
  • der Krankenpfleger / die Krankenpflegerin · پرستار
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
der Beruf, die Berufe/bəˈʁuːf/شغل / حرفهWas sind Sie von Beruf?شغلتان چیست؟
die Arbeit/ˈaʁbaɪ̯t/کارIch gehe zur Arbeit.سر کار می‌روم.
der Lehrer / die Lehrerin/ˈleːʁɐ / ˈleːʁəʁɪn/معلمMeine Mutter ist Lehrerin.مادرم معلم است.
der Student / die Studentin/ʃtuˈdɛnt / ʃtuˈdɛntɪn/دانشجوIch bin Student.من دانشجو هستم.
der Arzt / die Ärztin/aːɐ̯tst / ˈɛːɐ̯tstɪn/پزشکIch brauche einen Arzt.به دکتر نیاز دارم.
der Krankenpfleger / die Krankenpflegerin/ˈkʁaŋkn̩ˌp͡fleːɡɐ/پرستارDie Krankenpflegerin ist sehr nett.پرستار خیلی مهربان است.
der Ingenieur / die Ingenieurin/ɪnʒeˈni̯øːɐ̯/مهندسEr ist Ingenieur.او مهندس است.
der Fahrer / die Fahrerin/ˈfaːʁɐ/رانندهDer Busfahrer ist freundlich.راننده‌ی اتوبوس خوش‌برخورد است.
der Koch / die Köchin/kɔx / ˈkœçɪn/آشپزMein Bruder ist Koch.برادرم آشپز است.
der Kellner / die Kellnerin/ˈkɛlnɐ/پیشخدمتDer Kellner bringt die Speisekarte.پیشخدمت منو را می‌آورد.
der Polizist / die Polizistin/poliˈtsɪst/مأمور پلیسFrag den Polizisten.از مأمور پلیس بپرس.
der Verkäufer / die Verkäuferin/fɛɐ̯ˈkɔɪ̯fɐ/فروشندهDie Verkäuferin hilft mir.فروشنده کمکم می‌کند.
der Programmierer / die Programmiererin/pʁoɡʁaˈmiːʁɐ/برنامه‌نویسSie ist Programmiererin.او برنامه‌نویس است.
der Anwalt / die Anwältin/ˈanvalt / ˈanvɛltɪn/وکیلIch brauche einen Anwalt.به وکیل نیاز دارم.
der Friseur / die Friseurin/fʁiˈzøːɐ̯/آرایشگرDer Friseur hat heute keine Zeit.آرایشگر امروز وقت ندارد.
der Bauer / die Bäuerin/ˈbaʊ̯ɐ / ˈbɔɪ̯əʁɪn/کشاورزDer Bauer hat viele Kühe.کشاورز گاوهای زیادی دارد.
das Büro, die Büros/byˈʁoː/دفتر کار / ادارهIch arbeite in einem Büro.در یک دفتر کار می‌کنم.
die Firma, die Firmen/ˈfɪʁma/شرکتDas ist eine große Firma.شرکت بزرگی است.
der Chef / die Chefin/ʃɛf / ˈʃɛfɪn/رئیسMeine Chefin ist nett.رئیسم آدم خوبی است.
arbeitslos/ˈaʁbaɪ̯tsloːs/بیکارEr ist zurzeit arbeitslos.او الان بیکار است.