قیدهای تکرار و زمان به آلمانی

با این قیدها می‌گویید هر کاری را چقدر انجام می‌دهید.

از همیشه تا هرگز

قید تقریباً
immer ۱۰۰٪
meistens ۸۰٪
oft ۶۰٪
manchmal ۴۰٪
selten ۱۰٪
nie ۰٪

جای قید و جای فعل

قید معمولاً بعد از فعل صرف‌شده می‌آید: Ich trinke immer Tee.

اگر قید را اول جمله بگذارید، فعل همچنان جایگاه دوم را نگه می‌دارد و فاعل بعد از آن می‌رود: Manchmal nehme ich den Bus. (نه Manchmal ich nehme…)

nie یا nicht؟

nie یعنی «هیچ‌وقت» و nicht یعنی «نه». با nie دیگر nicht نمی‌آید: Ich esse nie Fleisch.

schon و noch

schon یعنی «قبلاً / دیگر» و noch یعنی «هنوز»: Ich bin schon hier (دیگر رسیده‌ام) در برابر Ich bin noch hier (هنوز این‌جا هستم).

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

قیدهای تکرار و زمان به آلمانی (A1)

a1۱۸ واژه

۱۸ قید پرکاربرد: همیشه، معمولاً، گاهی، هرگز و…

  • immer · همیشه
  • meistens · معمولاً / بیشتر وقت‌ها
  • oft · اغلب
  • manchmal · گاهی
  • selten · به‌ندرت
  • nie · هرگز / هیچ‌وقت
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
immer/ˈɪmɐ/همیشهIch trinke morgens immer Tee.صبح‌ها همیشه چای می‌نوشم.
meistens/ˈmaɪ̯stn̩s/معمولاً / بیشتر وقت‌هاIch gehe meistens zu Fuß.معمولاً پیاده می‌روم.
oft/ɔft/اغلبWir essen oft im Restaurant.اغلب در رستوران غذا می‌خوریم.
manchmal/ˈmançmaːl/گاهیManchmal nehme ich den Bus.گاهی اتوبوس سوار می‌شوم.
selten/ˈzɛltn̩/به‌ندرتIch sehe selten fern.به‌ندرت تلویزیون می‌بینم.
nie/niː/هرگز / هیچ‌وقتIch esse nie Fleisch.هیچ‌وقت گوشت نمی‌خورم.
einmal/ˈaɪ̯nmaːl/یک بارIch gehe einmal pro Woche ins Fitnessstudio.هفته‌ای یک بار به باشگاه می‌روم.
zweimal/ˈtsvaɪ̯maːl/دو بارIch rufe meine Mutter zweimal pro Woche an.هفته‌ای دو بار به مادرم زنگ می‌زنم.
jeden, jede, jedes/ˈjeːdn̩/هرIch sehe sie jeden Freitag.هر جمعه می‌بینمش.
wieder/ˈviːdɐ/دوبارهEr ist wieder krank.او دوباره مریض است.
noch einmal/nɔx ˈaɪ̯nmaːl/یک بار دیگرKönnen Sie das noch einmal sagen?می‌شود یک بار دیگر بگویید؟
schon/ʃoːn/قبلاً / تا حالاIch habe schon gegessen.قبلاً غذا خورده‌ام.
noch/nɔx/هنوزBist du noch bei der Arbeit?هنوز سر کاری؟
bald/balt/به‌زودیBis bald!به‌زودی می‌بینمت!
später/ˈʃpɛːtɐ/بعداًRuf mich später an.بعداً بهم زنگ بزن.
dann/dan/بعد / سپسErst esse ich, dann lerne ich.اول غذا می‌خورم، بعد درس می‌خوانم.
sehr/zeːɐ̯/خیلیEs ist sehr heiß.خیلی گرم است.
auch/aʊ̯x/هم / همچنینIch mag das auch.من هم دوستش دارم.