خانواده به آلمانی

حرف زدن درباره‌ی خانواده یکی از اولین موضوع‌های هر گفت‌وگوست، و جای خوبی است برای عادت کردن به جنس و جمع اسم‌ها.

جمع با Umlaut

بسیاری از اسم‌های خانواده در جمع Umlaut می‌گیرند (دو نقطه روی a، o یا u):

مفرد جمع
die Mutter die Mütter
der Vater die Väter
der Bruder die Brüder
der Sohn die Söhne
die Tochter die Töchter

برای همین هر کارت این دسته جمع را هم دارد.

Geschwister و Eltern

دو واژه که فارسی معادل یک‌کلمه‌ای ندارد: die Geschwister (خواهرها و برادرها با هم) و die Eltern (پدر و مادر). هر دو فقط جمع‌اند. سؤال رایج: Hast du Geschwister?

Mann و Frau

der Mann هم «مرد» است و هم «شوهر»؛ die Frau هم «زن» است و هم «همسر». از بافت جمله معلوم می‌شود: mein Mann یعنی شوهرم.

مثل انگلیسی، یک واژه برای چند نسبت

der Onkel عمو، دایی، شوهرعمه یا شوهرخاله است و die Tante عمه، خاله، زن‌عمو یا زن‌دایی. برای فرزندانشان دو واژه هست: der Cousin (پسر) و die Cousine (دختر).

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

خانواده به آلمانی (A1)

a1۲۳ واژه

۲۳ واژه برای اعضای خانواده و حرف زدن درباره‌ی آن‌ها.

  • die Familie, die Familien · خانواده
  • die Eltern · پدر و مادر (فقط جمع)
  • die Mutter, die Mütter · مادر
  • der Vater, die Väter · پدر
  • die Mama, die Mamas · مامان
  • der Papa, die Papas · بابا
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
die Familie, die Familien/faˈmiːli̯ə/خانوادهIch habe eine große Familie.خانواده‌ی بزرگی دارم.
die Eltern/ˈɛltɐn/پدر و مادر (فقط جمع)Meine Eltern wohnen in einer kleinen Stadt.پدر و مادرم در یک شهر کوچک زندگی می‌کنند.
die Mutter, die Mütter/ˈmʊtɐ/مادرMeine Mutter ist Ärztin.مادرم پزشک است.
der Vater, die Väter/ˈfaːtɐ/پدرMein Vater arbeitet bei einer Bank.پدرم در بانک کار می‌کند.
die Mama, die Mamas/ˈmama/مامانMama, wo sind meine Schlüssel?مامان، کلیدهایم کجاست؟
der Papa, die Papas/ˈpapa/باباPapa kocht das Abendessen.بابا شام درست می‌کند.
der Bruder, die Brüder/ˈbʁuːdɐ/برادرMein Bruder ist älter als ich.برادرم از من بزرگ‌تر است.
die Schwester, die Schwestern/ˈʃvɛstɐ/خواهرIch habe zwei Schwestern.دو خواهر دارم.
die Geschwister/ɡəˈʃvɪstɐ/خواهر و برادر (فقط جمع)Hast du Geschwister?خواهر یا برادر داری؟
der Sohn, die Söhne/zoːn/پسر (فرزند)Ihr Sohn ist fünf.پسرشان پنج ساله است.
die Tochter, die Töchter/ˈtɔxtɐ/دختر (فرزند)Unsere Tochter geht zur Schule.دخترمان به مدرسه می‌رود.
das Kind, die Kinder/kɪnt/بچهSie haben drei Kinder.آن‌ها سه بچه دارند.
das Baby, die Babys/ˈbeːbi/نوزادDas Baby schläft.نوزاد خوابیده است.
der Mann, die Männer/man/شوهر / مردIhr Mann ist Lehrer.شوهرش معلم است.
die Frau, die Frauen/fʁaʊ̯/همسر (زن) / زنDas ist meine Frau, Mina.این همسرم، میناست.
die Oma, die Omas/ˈoːma/مادربزرگMeine Oma ist achtzig.مادربزرگم هشتاد سال دارد.
der Opa, die Opas/ˈoːpa/پدربزرگMein Opa erzählt tolle Geschichten.پدربزرگم داستان‌های جالبی تعریف می‌کند.
der Onkel, die Onkel/ˈɔŋkl̩/عمو / دایی / شوهرعمه / شوهرخالهMein Onkel wohnt in der Nähe.عمویم نزدیک ما زندگی می‌کند.
die Tante, die Tanten/ˈtantə/عمه / خاله / زن‌عمو / زن‌داییMeine Tante hat eine Katze.خاله‌ام یک گربه دارد.
der Cousin, die Cousins/kuˈzɛ̃ː/پسر عمو، دایی، عمه یا خالهMein Cousin ist mein bester Freund.پسرخاله‌ام بهترین دوستم است.
die Cousine, die Cousinen/kuˈziːnə/دختر عمو، دایی، عمه یا خالهMeine Cousine studiert Medizin.دخترخاله‌ام پزشکی می‌خواند.
verheiratet/fɛɐ̯ˈhaɪ̯ʁaːtət/متأهلBist du verheiratet?متأهل هستی؟
ledig/ˈleːdɪç/مجردNein, ich bin ledig.نه، مجردم.