کارهای روزانه به آلمانی

این موضوع دو ویژگی مهم فعل‌های آلمانی را در یک‌جا نشان می‌دهد.

فعل‌های جداشدنی

بسیاری از فعل‌های روزمره پیشوندی دارند که در جمله جدا می‌شود و به آخر جمله می‌رود:

مصدر در جمله
aufstehen Ich stehe um sieben auf.
anfangen Die Arbeit fängt um neun an.
einschlafen Ich schlafe schnell ein.
aufräumen Ich räume mein Zimmer auf.

اگر آخر جمله را نشنوید، ممکن است معنی را اشتباه بفهمید؛ پیشوند معنی فعل را عوض می‌کند.

فعل‌های انعکاسی

بعضی کارها را آدم «روی خودش» انجام می‌دهد، و فعل با sich می‌آید:

  • sich duschen ← Ich dusche mich.
  • sich anziehen ← Ich ziehe mich an.

وقتی عضو بدن هم در جمله باشد، mich به mir تبدیل می‌شود: Ich putze mir die Zähne.

Feierabend

der Feierabend یعنی لحظه‌ی تمام شدن کار روزانه، و فارسی معادل یک‌کلمه‌ای برایش ندارد. Schönen Feierabend! هم یعنی «عصر خوبی داشته باشی» که آخر روز کاری به همکاران می‌گویند.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

کارهای روزانه به آلمانی (A1)

a1۲۲ واژه

۲۲ عبارت برای برنامه‌ی روزانه، از بیدار شدن تا خوابیدن.

  • aufstehen · از خواب بلند شدن
  • aufwachen · بیدار شدن
  • sich duschen · دوش گرفتن
  • sich die Zähne putzen · مسواک زدن
  • sich anziehen · لباس پوشیدن
  • frühstücken · صبحانه خوردن
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
aufstehen/ˈaʊ̯fˌʃteːən/از خواب بلند شدنIch stehe um sieben auf.ساعت هفت بلند می‌شوم.
aufwachen/ˈaʊ̯fˌvaxn̩/بیدار شدنIch wache früh auf.زود بیدار می‌شوم.
sich duschen/zɪç ˈduːʃn̩/دوش گرفتنIch dusche mich jeden Morgen.هر صبح دوش می‌گیرم.
sich die Zähne putzen/zɪç diː ˈtsɛːnə ˈpʊtsn̩/مسواک زدنIch putze mir abends die Zähne.شب‌ها مسواک می‌زنم.
sich anziehen/zɪç ˈanˌtsiːən/لباس پوشیدنIch ziehe mich schnell an.سریع لباس می‌پوشم.
frühstücken/ˈfʁyːʃtʏkn̩/صبحانه خوردنWir frühstücken zusammen.با هم صبحانه می‌خوریم.
zur Arbeit gehen/tsuːɐ̯ ˈaʁbaɪ̯t ˈɡeːən/سر کار رفتنUm halb neun gehe ich zur Arbeit.ساعت هشت و نیم سر کار می‌روم.
zur Schule gehen/tsuːɐ̯ ˈʃuːlə ˈɡeːən/به مدرسه رفتنDie Kinder gehen zur Schule.بچه‌ها به مدرسه می‌روند.
anfangen/ˈanˌfaŋən/شروع کردن / شروع شدنDie Arbeit fängt um neun an.کار ساعت نه شروع می‌شود.
der Feierabend/ˈfaɪ̯ɐˌʔaːbn̩t/پایان ساعت کاریUm fünf habe ich Feierabend.ساعت پنج کارم تمام می‌شود.
nach Hause kommen/naːx ˈhaʊ̯zə ˈkɔmən/به خانه آمدنIch komme um sechs nach Hause.ساعت شش به خانه می‌آیم.
kochen/ˈkɔxn̩/آشپزی کردن / پختنHeute koche ich Reis.امروز برنج می‌پزم.
abwaschen/ˈapˌvaʃn̩/ظرف شستنNach dem Essen wasche ich ab.بعد از غذا ظرف‌ها را می‌شویم.
aufräumen/ˈaʊ̯fˌʁɔɪ̯mən/مرتب کردنIch räume mein Zimmer auf.اتاقم را مرتب می‌کنم.
einkaufen/ˈaɪ̯nˌkaʊ̯fn̩/خرید کردنWir gehen am Samstag einkaufen.شنبه خرید می‌رویم.
eine Pause machen/ˈaɪ̯nə ˈpaʊ̯zə ˈmaxn̩/کمی استراحت کردنLass uns eine Pause machen.بیا کمی استراحت کنیم.
sich ausruhen/zɪç ˈaʊ̯sˌʁuːən/استراحت کردنIch ruhe mich auf dem Sofa aus.روی کاناپه استراحت می‌کنم.
ins Bett gehen/ɪns ˈbɛt ˈɡeːən/به رختخواب رفتنIch gehe um Mitternacht ins Bett.نیمه‌شب به رختخواب می‌روم.
einschlafen/ˈaɪ̯nˌʃlaːfn̩/به خواب رفتنIch schlafe schnell ein.زود خوابم می‌برد.
jeden Tag/ˈjeːdn̩ ˈtaːk/هر روزIch gehe jeden Tag spazieren.هر روز پیاده‌روی می‌کنم.
früh/fʁyː/زودWir fahren morgen früh los.فردا صبح زود راه می‌افتیم.
spät/ʃpɛːt/دیرKomm nicht zu spät!دیر نکن!