صفت‌های پرکاربرد آلمانی

صفت‌ها را جفت‌جفت یاد بگیرید: groß و klein، schnell و langsam. متضادها کنار هم بهتر در ذهن می‌مانند.

یک واژه، دو معنی

چند صفت پرکاربرد دو معنی دارند که در فارسی جدا هستند:

صفت معنی‌ها
schwer سخت، و سنگین
leicht آسان، و سبک
groß بزرگ، و قدبلند
alt قدیمی، و پیر
schön زیبا، و خوب (Schönen Tag!)

پس Die Tasche ist schwer یعنی کیف سنگین است، ولی Deutsch ist schwer یعنی آلمانی سخت است.

پسوند فقط قبل از اسم

صفت بعد از فعل ثابت می‌ماند (Das Haus ist alt)، ولی قبل از اسم پسوند می‌گیرد (ein altes Haus، die alte Frau). روی کارت‌ها شکل پایه آمده است.

خیلی و زیادی

sehr یعنی «خیلی» (sehr müde) و zu یعنی «بیش از حد» (zu teuer — زیادی گران).

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

صفت‌های پرکاربرد آلمانی (A1)

a1۲۲ واژه

۲۲ صفت پایه، بیشترشان جفت‌جفت با متضادشان.

  • groß · بزرگ / قدبلند
  • klein · کوچک
  • gut · خوب
  • schlecht · بد
  • neu · نو / جدید
  • alt · قدیمی / پیر
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
groß/ɡʁoːs/بزرگ / قدبلندBerlin ist eine große Stadt.برلین شهر بزرگی است.
klein/klaɪ̯n/کوچکMein Zimmer ist klein.اتاقم کوچک است.
gut/ɡuːt/خوبDas Buch ist gut.کتاب خوب است.
schlecht/ʃlɛçt/بدDas Wetter ist heute schlecht.امروز هوا بد است.
neu/nɔɪ̯/نو / جدیدIch habe ein neues Handy.گوشی جدید دارم.
alt/alt/قدیمی / پیرDas Haus ist sehr alt.خانه خیلی قدیمی است.
jung/jʊŋ/جوانSie ist noch jung.او هنوز جوان است.
heiß/haɪ̯s/داغ / خیلی گرمDer Tee ist heiß.چای داغ است.
kalt/kalt/سردDraußen ist es kalt.بیرون سرد است.
glücklich/ˈɡlʏklɪç/خوشحال / خوشبختIch bin heute sehr glücklich.امروز خیلی خوشحالم.
traurig/ˈtʁaʊ̯ʁɪç/ناراحت / غمگینWarum bist du traurig?چرا ناراحتی؟
leicht/laɪ̯çt/آسان / سبکDer Test war leicht.امتحان آسان بود.
schwer/ʃveːɐ̯/سخت / سنگینDeutsch ist nicht so schwer.آلمانی آن‌قدرها سخت نیست.
schnell/ʃnɛl/سریعDas Auto ist schnell.ماشین سریع است.
langsam/ˈlaŋzaːm/آهسته / کندDas Internet ist langsam.اینترنت کند است.
lang/laŋ/بلند / طولانیDas ist eine lange Geschichte.داستانش طولانی است.
kurz/kʊʁts/کوتاهDer Film ist kurz.فیلم کوتاه است.
schön/ʃøːn/زیبا / خوبWas für ein schöner Tag!چه روز زیبایی!
müde/ˈmyːdə/خستهIch bin müde.خسته‌ام.
beschäftigt/bəˈʃɛftɪçt/سرشلوغ / مشغولIch bin heute beschäftigt.امروز سرم شلوغ است.
sauber/ˈzaʊ̯bɐ/تمیزDie Küche ist sauber.آشپزخانه تمیز است.
schmutzig/ˈʃmʊtsɪç/کثیفMeine Schuhe sind schmutzig.کفش‌هایم کثیف است.