سلامت به فرانسوی

گفتن بیماری

  • Je suis malade. — مریضم.
  • J'ai de la fièvre / un rhume. — تب دارم / سرما خورده‌ام.
  • J'ai mal à la tête. — سرم درد می‌کند.

J'ai mal au cœur

این عبارت ربطی به قلب ندارد: یعنی حالت تهوع دارم.

پزشک

le médecin واژه‌ی رسمی است؛ در حرف زدن le docteur هم می‌گویند. برای رفتن پیش پزشک از chez استفاده می‌شود: Je vais chez le médecin.

اورژانس

C'est une urgence ! — شماره‌ی اورژانس در اروپا ۱۱۲ است؛ در فرانسه ۱۵ هم برای آمبولانس است.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

سلامت و پزشک به فرانسوی (A1)

a1۲۱ واژه

۲۱ واژه و عبارت برای بیماری، دارو و مراجعه به پزشک.

  • la santé · سلامت
  • sain, saine · سالم
  • malade · بیمار / مریض
  • J'ai mal au cœur. · حالت تهوع دارم.
  • un rhume · سرماخوردگی
  • la fièvre · تب
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
la santé/sɑ̃te/سلامتLa santé, c'est important.سلامتی مهم است.
sain, saine/sɛ̃, sɛn/سالمMange des aliments sains.غذای سالم بخور.
malade/malad/بیمار / مریضJe suis malade aujourd'hui.امروز مریضم.
J'ai mal au cœur./ʒe mal o kœʁ/حالت تهوع دارم.J'ai mal au cœur. Je dois m'asseoir.حالم خوب نیست. باید بنشینم.
un rhume/œ̃ ʁym/سرماخوردگیJ'ai un rhume.سرما خورده‌ام.
la fièvre/fjɛvʁ/تبElle a de la fièvre.او تب دارد.
la toux/tu/سرفهJ'ai une mauvaise toux.سرفه‌ی بدی دارم.
le mal de tête/mal də tɛt/سردردCe mal de tête ne passe pas.این سردرد خوب نمی‌شود.
la douleur/dulœʁ/دردJ'ai une douleur dans le dos.کمرم درد دارد.
se faire mal/sə fɛʁ mal/آسیب دیدن (خود را)Je me suis fait mal à la main.دستم آسیب دید.
le médicament/medikamɑ̃/داروPrends ce médicament deux fois par jour.این دارو را روزی دو بار بخور.
le comprimé/kɔ̃pʁime/قرصPrends un comprimé après le dîner.بعد از شام یک قرص بخور.
le rendez-vous/ʁɑ̃devu/وقت ملاقاتJ'ai rendez-vous chez le médecin.وقت دکتر دارم.
le/la dentiste/dɑ̃tist/دندان‌پزشکJe vais chez le dentiste.دارم پیش دندان‌پزشک می‌روم.
l'ambulance (f.)/ɑ̃bylɑ̃s/آمبولانسAppelle une ambulance !آمبولانس خبر کن!
l'urgence (f.)/yʁʒɑ̃s/وضعیت اضطراری / اورژانسC'est une urgence !اورژانسی است!
le repos/ʁəpo/استراحتTu as besoin de repos.به کمی استراحت نیاز داری.
mieux/mjø/بهترJe vais mieux aujourd'hui.امروز حالم بهتر است.
Bon rétablissement !/bɔ̃ ʁetablismɑ̃/زود خوب شو!Tu es malade ? Bon rétablissement !شنیدم مریضی. زود خوب شو!
allergique/alɛʁʒik/حساسیت داشتنJe suis allergique aux noix.به آجیل حساسیت دارم.
le sang/sɑ̃/خونL'infirmière a fait une prise de sang.پرستار کمی خون گرفت.