خانواده به فرانسوی

عمو یا دایی؟

فرانسوی مثل انگلیسی بین خویشاوندان پدری و مادری فرق نمی‌گذارد: عمو و دایی هر دو l'oncle هستند و عمه و خاله هر دو la tante. بچه‌هایشان هم le cousin یا la cousine.

یک واژه، دو معنی

  • la femme هم «زن» است و هم «همسر»: Voici ma femme.
  • la fille هم «دختر» است و هم «دخترِ کسی»: Notre fille va à l'école.

صفت ملکی با اسم هم‌جنس می‌شود

mon père، ma mère، mes parents. جنس صاحب مهم نیست، جنس اسم مهم است.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

خانواده به فرانسوی (A1)

a1۲۲ واژه

۲۲ واژه برای اعضای خانواده و حرف زدن درباره‌ی آن‌ها.

  • la famille · خانواده
  • les parents (m.) · پدر و مادر / والدین
  • la mère · مادر
  • le père · پدر
  • maman · مامان
  • papa · بابا
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
la famille/famij/خانوادهJ'ai une grande famille.خانواده‌ی بزرگی دارم.
les parents (m.)/paʁɑ̃/پدر و مادر / والدینMes parents habitent dans une petite ville.پدر و مادرم در یک شهر کوچک زندگی می‌کنند.
la mère/mɛʁ/مادرMa mère est médecin.مادرم پزشک است.
le père/pɛʁ/پدرMon père travaille dans une banque.پدرم در بانک کار می‌کند.
maman/mamɑ̃/مامانMaman, où sont mes clés ?مامان، کلیدهایم کجاست؟
papa/papa/باباPapa prépare le dîner.بابا دارد شام درست می‌کند.
le frère/fʁɛʁ/برادرMon frère est plus âgé que moi.برادرم از من بزرگ‌تر است.
la sœur/sœʁ/خواهرJ'ai deux sœurs.دو خواهر دارم.
le fils/fis/پسر (فرزند)Leur fils a cinq ans.پسرشان پنج ساله است.
la fille/fij/دختر (فرزند)؛ دخترNotre fille va à l'école.دخترمان به مدرسه می‌رود.
l'enfant (m./f.)/ɑ̃fɑ̃/بچهIls ont trois enfants.آن‌ها سه بچه دارند.
le bébé/bebe/نوزادLe bébé dort.نوزاد خوابیده است.
le mari/maʁi/شوهرSon mari est professeur.شوهرش معلم است.
la femme/fam/همسر (زن)؛ زنVoici ma femme, Mina.این همسرم، میناست.
la grand-mère/ɡʁɑ̃mɛʁ/مادربزرگMa grand-mère habite avec nous.مادربزرگم با ما زندگی می‌کند.
le grand-père/ɡʁɑ̃pɛʁ/پدربزرگMon grand-père raconte de belles histoires.پدربزرگم داستان‌های جالبی تعریف می‌کند.
les grands-parents (m.)/ɡʁɑ̃paʁɑ̃/پدربزرگ و مادربزرگNous rendons visite à nos grands-parents le vendredi.جمعه‌ها به پدربزرگ و مادربزرگمان سر می‌زنیم.
l'oncle (m.)/ɔ̃kl/عمو / دایی / شوهرعمه / شوهرخالهMon oncle habite près de chez nous.عمویم نزدیک ما زندگی می‌کند.
la tante/tɑ̃t/عمه / خاله / زن‌عمو / زن‌داییMa tante a un chat.خاله‌ام یک گربه دارد.
le cousin, la cousine/kuzɛ̃, kuzin/پسر یا دختر عمو، دایی، عمه یا خالهMon cousin est mon meilleur ami.پسرخاله‌ام بهترین دوستم است.
marié, mariée/maʁje/متأهلTu es marié ?متأهل هستی؟
célibataire/selibatɛʁ/مجردNon, je suis célibataire.نه، مجردم.