فعل‌های پرکاربرد فرانسوی

با همین فعل‌ها بخش بزرگی از جمله‌های روزمره را می‌سازید.

اول être و avoir

این دو بی‌قاعده‌اند و همه جا لازم می‌شوند:

être (بودن) avoir (داشتن)
je / j' suis ai
tu es as
il / elle est a
nous sommes avons
vous êtes avez
ils / elles sont ont

دانستن یا شناختن؟

  • savoir — دانستن یک واقعیت: Je ne sais pas.
  • connaître — شناختن آدم یا جا: Tu connais Anna ?

faire

faire هم «انجام دادن» است و هم «درست کردن»، و در عبارت‌های زیادی می‌آید: faire la vaisselle، faire du sport، و حتی برای هوا: Il fait froid.

فعل‌های ‎-er

بیشتر فعل‌ها به -er ختم می‌شوند و منظم‌اند: je parle، tu parles، il parle. سه شکلِ اول یکسان خوانده می‌شوند.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

فعل‌های پرکاربرد فرانسوی (A1)

a1۲۴ واژه

۲۴ فعل پایه که بیشترین جمله‌های روزمره با آن‌ها ساخته می‌شود.

  • être · بودن
  • avoir · داشتن
  • faire · انجام دادن، درست کردن
  • aller · رفتن
  • venir · آمدن
  • manger · خوردن
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
être/ɛtʁ/بودنJe suis prêt.آماده‌ام.
avoir/avwaʁ/داشتنJ'ai une voiture.یک ماشین دارم.
faire/fɛʁ/انجام دادن، درست کردنJe fais mes devoirs après le dîner.بعد از شام تکالیفم را انجام می‌دهم.
aller/ale/رفتنJe vais au travail en bus.با اتوبوس سر کار می‌روم.
venir/vəniʁ/آمدنViens ici, s'il te plaît.لطفاً بیا این‌جا.
manger/mɑ̃ʒe/خوردنNous mangeons à sept heures.ساعت هفت غذا می‌خوریم.
boire/bwaʁ/نوشیدنJe bois beaucoup d'eau.زیاد آب می‌نوشم.
dormir/dɔʁmiʁ/خوابیدنJe dors huit heures par nuit.شبی هشت ساعت می‌خوابم.
travailler/tʁavaje/کار کردنElle travaille dans un hôpital.او در بیمارستان کار می‌کند.
habiter/abite/زندگی کردنOù habites-tu ?کجا زندگی می‌کنی؟
aimer/eme/دوست داشتنJ'aime la pizza.پیتزا دوست دارم.
vouloir/vulwaʁ/خواستنJe veux un nouveau téléphone.یک گوشی جدید می‌خواهم.
avoir besoin de/avwaʁ bəzwɛ̃ də/لازم داشتنJ'ai besoin d'aide.کمک لازم دارم.
savoir/savwaʁ/دانستنJe ne sais pas.نمی‌دانم.
voir/vwaʁ/دیدنD'ici, je vois la mer.از این‌جا دریا را می‌بینم.
parler/paʁle/صحبت کردن (به زبانی)Vous parlez anglais ?انگلیسی صحبت می‌کنید؟
lire/liʁ/خواندنJe lis avant de dormir.قبل از خواب کتاب می‌خوانم.
écrire/ekʁiʁ/نوشتنÉcris ton nom ici.اسمت را این‌جا بنویس.
apprendre/apʁɑ̃dʁ/یاد گرفتنJ'apprends l'anglais.دارم انگلیسی یاد می‌گیرم.
acheter/aʃte/خریدنJ'achète des fruits au marché.از بازار میوه می‌خرم.
ouvrir/uvʁiʁ/باز کردنOuvre la fenêtre, s'il te plaît.لطفاً پنجره را باز کن.
aider/ede/کمک کردنTu peux m'aider ?می‌توانی کمکم کنی؟
comprendre/kɔ̃pʁɑ̃dʁ/فهمیدنDésolé, je ne comprends pas.ببخشید، نمی‌فهمم.
connaître/kɔnɛtʁ/شناختن (آدم یا جا)Tu connais Anna ?آنا را می‌شناسی؟