شغل‌ها به انگلیسی

«چه کاره‌ای؟» بعد از اسم و اهل کجا بودن، سومین سؤال هر آشنایی است.

پرسیدن شغل

رایج‌ترین سؤال What do you do? است؛ نه What is your job? که درست ولی کمی خشک است. جواب:

  • I'm a nurse. — پرستارم.
  • I work in a bank. — در بانک کار می‌کنم.
  • I'm a student. — دانشجو هستم.

a را جا نیندازید

اشتباه بسیار رایج فارسی‌زبان‌ها حذف a/an قبل از شغل است. در انگلیسی باید گفت:

  • I'm a teacher. (نه I'm teacher)
  • She's an engineer. (قبل از صدای مصوت an)

شغل‌ها و جنسیت

بیشتر نام شغل‌ها در انگلیسی برای زن و مرد یکی‌اند: teacher، doctor، driver. چند استثنا هم هست، مثل waiter و waitress؛ امروزه واژه‌های خنثی مثل server یا police officer (به‌جای policeman) رایج‌ترند.

محل کار

office دفتر کار است و company شرکت؛ boss هم رئیس.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

شغل‌ها به انگلیسی (A1)

a1۲۰ واژه

۲۰ واژه برای شغل‌ها و محل کار.

  • job · شغل / کار
  • What do you do? · چه کاره‌ای؟ (شغلت چیست؟)
  • teacher · معلم
  • student · دانشجو / دانش‌آموز
  • doctor · پزشک / دکتر
  • nurse · پرستار
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
job/dʒɑːb/شغل / کارI love my job.شغلم را دوست دارم.
What do you do?/wʌt duː juː ˈduː/چه کاره‌ای؟ (شغلت چیست؟)What do you do? – I'm a nurse.چه کاره‌ای؟ – پرستارم.
teacher/ˈtiːtʃər/معلمMy mother is a teacher.مادرم معلم است.
student/ˈstuːdənt/دانشجو / دانش‌آموزI'm a student.من دانشجو هستم.
doctor/ˈdɑːktər/پزشک / دکترI need a doctor.به دکتر نیاز دارم.
nurse/nɜːrs/پرستارThe nurse is very kind.پرستار خیلی مهربان است.
engineer/ˌendʒɪˈnɪr/مهندسHe's an engineer.او مهندس است.
driver/ˈdraɪvər/رانندهThe bus driver is friendly.راننده‌ی اتوبوس خوش‌برخورد است.
cook/kʊk/آشپزMy brother is a cook.برادرم آشپز است.
waiter / waitress/ˈweɪtər / ˈweɪtrəs/پیشخدمت (مرد / زن)The waiter brings the menu.پیشخدمت منو را می‌آورد.
police officer/pəˈliːs ˌɔːfɪsər/مأمور پلیسAsk the police officer.از مأمور پلیس بپرس.
salesperson/ˈseɪlzpɜːrsən/فروشندهThe salesperson helps me.فروشنده کمکم می‌کند.
programmer/ˈproʊɡræmər/برنامه‌نویسShe's a programmer.او برنامه‌نویس است.
lawyer/ˈlɔːjər/وکیلI need a lawyer.به وکیل نیاز دارم.
hairdresser/ˈherdresər/آرایشگرThe hairdresser is busy today.آرایشگر امروز سرش شلوغ است.
farmer/ˈfɑːrmər/کشاورزThe farmer has many cows.کشاورز گاوهای زیادی دارد.
office/ˈɔːfɪs/دفتر کار / ادارهI work in an office.در یک دفتر کار می‌کنم.
company/ˈkʌmpəni/شرکتIt's a big company.شرکت بزرگی است.
boss/bɔːs/رئیسMy boss is nice.رئیسم آدم خوبی است.
unemployed/ˌʌnɪmˈplɔɪd/بیکارHe's unemployed right now.او الان بیکار است.