خانواده به انگلیسی

حرف زدن درباره‌ی خانواده یکی از اولین موضوع‌های هر گفت‌وگوست. بیشتر واژه‌ها ساده‌اند، ولی یک تفاوت بزرگ با فارسی دارد.

یک واژه برای چند نسبت

فارسی برای خویشاوندان واژه‌های دقیقی دارد؛ انگلیسی نه:

انگلیسی فارسی
uncle عمو، دایی، شوهرعمه، شوهرخاله
aunt عمه، خاله، زن‌عمو، زن‌دایی
cousin پسرعمو، دخترخاله و همه‌ی فرزندان عمو، دایی، عمه و خاله

اگر لازم باشد دقیق بگویید، توضیح می‌دهند: my mother's brother (دایی‌ام) یا my aunt on my father's side (عمه‌ام).

فرزند: son، daughter، child

son و daughter برای «پسرِ من» و «دخترِ من» به معنی فرزند است. برای «پسر» و «دختر» به‌طور کلی boy و girl به کار می‌رود. جمع child بی‌قاعده است: children.

mother یا mom؟

mother و father رسمی‌ترند؛ در خانه بیشتر mom و dad می‌گویند (در انگلیسی بریتانیایی mum).

سؤال‌های رایج

  • Do you have any brothers or sisters? — خواهر یا برادر داری؟
  • Are you married? — متأهل هستی؟
  • How many children do you have? — چند تا بچه داری؟

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

خانواده به انگلیسی (A1)

a1۲۲ واژه

۲۲ واژه برای اعضای خانواده و حرف زدن درباره‌ی آن‌ها.

  • family · خانواده
  • parents · پدر و مادر / والدین
  • mother · مادر
  • father · پدر
  • mom · مامان
  • dad · بابا
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
family/ˈfæməli/خانوادهI have a big family.خانواده‌ی بزرگی دارم.
parents/ˈperənts/پدر و مادر / والدینMy parents live in a small town.پدر و مادرم در یک شهر کوچک زندگی می‌کنند.
mother/ˈmʌðər/مادرMy mother is a doctor.مادرم پزشک است.
father/ˈfɑːðər/پدرMy father works in a bank.پدرم در بانک کار می‌کند.
mom/mɑːm/مامانMom, where are my keys?مامان، کلیدهایم کجاست؟
dad/dæd/باباDad is cooking dinner.بابا دارد شام درست می‌کند.
brother/ˈbrʌðər/برادرMy brother is older than me.برادرم از من بزرگ‌تر است.
sister/ˈsɪstər/خواهرI have two sisters.دو خواهر دارم.
son/sʌn/پسر (فرزند)Their son is five.پسرشان پنج ساله است.
daughter/ˈdɔːtər/دختر (فرزند)Our daughter goes to school.دخترمان به مدرسه می‌رود.
child, children/tʃaɪld, ˈtʃɪldrən/بچه، بچه‌هاThey have three children.آن‌ها سه بچه دارند.
baby/ˈbeɪbi/نوزادThe baby is sleeping.نوزاد خوابیده است.
husband/ˈhʌzbənd/شوهرHer husband is a teacher.شوهرش معلم است.
wife/waɪf/همسر (زن)This is my wife, Mina.این همسرم، میناست.
grandmother/ˈɡrænmʌðər/مادربزرگMy grandmother is eighty.مادربزرگم هشتاد سال دارد.
grandfather/ˈɡrænfɑːðər/پدربزرگMy grandfather tells great stories.پدربزرگم داستان‌های جالبی تعریف می‌کند.
grandparents/ˈɡrænperənts/پدربزرگ و مادربزرگWe visit our grandparents on Fridays.جمعه‌ها به پدربزرگ و مادربزرگمان سر می‌زنیم.
uncle/ˈʌŋkəl/عمو / دایی / شوهرعمه / شوهرخالهMy uncle lives near us.عمویم نزدیک ما زندگی می‌کند.
aunt/ænt/عمه / خاله / زن‌عمو / زن‌داییMy aunt has a cat.خاله‌ام یک گربه دارد.
cousin/ˈkʌzən/پسر یا دختر عمو، دایی، عمه یا خالهMy cousin is my best friend.پسرخاله‌ام بهترین دوستم است.
married/ˈmærid/متأهلAre you married?متأهل هستی؟
single/ˈsɪŋɡəl/مجردNo, I'm single.نه، مجردم.