فعل‌های پرکاربرد انگلیسی

با همین چند فعل، بخش بزرگی از جمله‌های روزمره را می‌سازید: کجا زندگی می‌کنید، چه دوست دارید، چه می‌خواهید.

s سوم‌شخص

در زمان حال ساده، برای he، she و it به فعل s اضافه می‌شود:

من / تو / ما / آن‌ها او
I work she works
I live he lives
I go he goes
I have she has

این s کوچک‌ترین ولی پرتکرارترین اشتباه در انگلیسی مبتدی‌هاست.

be: am، is، are

فعل «بودن» سه شکل دارد: I am، he/she/it is، you/we/they are. در گفتار معمولاً کوتاه می‌شود: I'm، she's، they're.

سؤال و منفی با do

بیشتر فعل‌ها برای سؤال و منفی به do نیاز دارند:

  • Do you speak English? — انگلیسی صحبت می‌کنی؟
  • I don't understand. — نمی‌فهمم.

like یا want؟

like یعنی خوشت می‌آید (I like pizza) و want یعنی همین الان می‌خواهی (I want a pizza). مؤدبانه‌ترِ want هم would like است.

تمرین با کارت‌ها

همه‌ی واژه‌های این صفحه، به‌همراه تلفظ و جمله‌ی نمونه، در دسته‌ی زیر آمده است. آن را به دسته‌های خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.

فعل‌های پرکاربرد انگلیسی (A1)

a1۲۴ واژه

۲۴ فعل پایه که بیشترین جمله‌های روزمره با آن‌ها ساخته می‌شود.

  • be (am / is / are) · بودن
  • have · داشتن
  • do · انجام دادن
  • go · رفتن
  • come · آمدن
  • make · درست کردن / ساختن
نمایش همه‌ی واژه‌ها
واژهمعنینمونه
be (am / is / are)/biː/بودنI am a student.من دانشجو هستم.
have/hæv/داشتنI have a car.یک ماشین دارم.
do/duː/انجام دادنI do my homework after dinner.بعد از شام تکالیفم را انجام می‌دهم.
go/ɡoʊ/رفتنI go to work by bus.با اتوبوس سر کار می‌روم.
come/kʌm/آمدنCome here, please.لطفاً بیا این‌جا.
make/meɪk/درست کردن / ساختنI make dinner every day.هر روز شام درست می‌کنم.
eat/iːt/خوردنWe eat at seven.ساعت هفت غذا می‌خوریم.
drink/drɪŋk/نوشیدنI drink a lot of water.زیاد آب می‌نوشم.
sleep/sliːp/خوابیدنI sleep eight hours a night.شبی هشت ساعت می‌خوابم.
work/wɜːrk/کار کردنShe works in a hospital.او در بیمارستان کار می‌کند.
live/lɪv/زندگی کردنWhere do you live?کجا زندگی می‌کنی؟
like/laɪk/دوست داشتنI like pizza.پیتزا دوست دارم.
want/wɑːnt/خواستنI want a new phone.یک گوشی جدید می‌خواهم.
need/niːd/لازم داشتنI need help.کمک لازم دارم.
know/noʊ/دانستن / شناختنI don't know.نمی‌دانم.
see/siː/دیدنI can see the sea from here.از این‌جا دریا را می‌بینم.
speak/spiːk/صحبت کردن (به زبانی)Do you speak English?انگلیسی صحبت می‌کنی؟
read/riːd/خواندنI read before bed.قبل از خواب کتاب می‌خوانم.
write/raɪt/نوشتنWrite your name here.اسمت را این‌جا بنویس.
learn/lɜːrn/یاد گرفتنI'm learning English.دارم انگلیسی یاد می‌گیرم.
buy/baɪ/خریدنI buy fruit at the market.از بازار میوه می‌خرم.
open/ˈoʊpən/باز کردنOpen the window, please.لطفاً پنجره را باز کن.
help/help/کمک کردنCan you help me?می‌توانی کمکم کنی؟
understand/ˌʌndərˈstænd/فهمیدنSorry, I don't understand.ببخشید، نمی‌فهمم.