صفتهای پرکاربرد انگلیسی
صفتها را بهتر است جفتجفت یاد بگیرید: big و small، hot و cold. ذهن متضادها را راحتتر کنار هم نگه میدارد.
جای صفت
صفت در انگلیسی یا قبل از اسم میآید یا بعد از فعل be:
- a big city — شهر بزرگ
- The city is big. — شهر بزرگ است.
صفت هیچوقت جمع بسته نمیشود: two big cities.
چند جفت که قاطی میشوند
| صفت | توضیح |
|---|---|
| old | هم «قدیمی» (an old house) و هم «پیر» (an old man) |
| long / short | برای طول و زمان: a long story، short hair |
| tall / short | برای قد آدم: He's tall. (نه He's long.) |
| hot / warm | hot داغ و خیلی گرم است؛ warm گرمِ مطبوع |
خیلی
برای «خیلی» قبل از صفت از very استفاده کنید (very tired)، نه much. too هم یعنی «بیش از حد»: too expensive.
تمرین با کارتها
همهی واژههای این صفحه، بههمراه تلفظ و جملهی نمونه، در دستهی زیر آمده است. آن را به دستههای خودتان اضافه کنید تا Echoes هر واژه را درست پیش از فراموش شدن دوباره نشانتان دهد.